نقاشی اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)میکل آنژ-سقف سیستین- نوشین روستازاده

اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)

 

موعودگرایی یا موعودباوری، اعتقاد به ظهور منجی‌ای (موعود، مصلح جهانی، نجات‌دهنده) است که در پایان تاریخ یا در دوران تاریکی، با رسالتی الهی ظهور می‌کند تا بشر را از ظلم، گمراهی و فساد نجات دهد و عدالت، معنویت و خوشبختی را در زمین برقرار کند. اوست که انسان‌ها را به سوی حقیقت و رستگاری هدایت میکند. تقریباً همه ادیان بزرگ جهان به نوعی از منجی، با تفاوت‌هایی در نام و نقش به او باور دارند. موعودگرایی نه فقط درباره‌ی یک فرد، بلکه درباره‌ی یک جامعه آرمانی است.

 

منجی در ادیان مختلف-نوشین روستازاده

 

در دین زرتشت نام منجی، سوشیانس است. ویژگی‌های او را از نسل زرتشت میدانند، ریشه کن کننده شر است، برقرارکننده دین و عدالت جهانی است .نقش او را اصلاح گر جهانی میدانند.

در دین یهودیت نام منجی، ماشیح (مسیحا) است. ویژگی‌های او از پادشاهی نسل داوود است، برقرارکننده حکومت الهی در اورشلیم است و نقش او را پادشاه معنوی میدانند.

در دین مسیحیت نام منجی، عیسی مسیح است. ویژگی‌های او نیم انسان و نیم خدا است، بازگشتی دوباره برای داوری و برقراری صلح و عدالت دارد و منجی روحانی و داور نهایی نام دارد.

در دین بودیسم نام منجی، بودای پنجم میتریا است. ویژگی‌ها و نقش او را بودای آینده، آموزگار معنوی که جهان را از جهل و رنج نجات‌بخش میدانند که نقش او بوداسف نجات‌بخش است.

در دین هندو نام منجی، کالکی است. ویژگی‌ها و نقش او را تجلی دهم ویشنو سوار بر اسب سفید، ، پایان‌دهنده عصر ظلم و آغازگر عصر جدید میدانند و تجلی الهی است.

در دین اسلام (اهل سنت) نام منجی، مهدی است. ویژگی‌ها و نقش او را از انسان پاک از نسل پیامبر، هنوز متولد نشده است.

در دین اسلام (اهل شیعه) نام منجی، امام مهدی (عج) است. ویژگی‌ها و نقش او  امام دوازدهم شیعیان ، معصوم، در غیبت است و ظهور او برای برقراری عدالت است.

در ادیان بومی و اسطوره ایی، شخصیت‌های اسطوره‌ای مانند کتسال‌کواتل، آرتور، اینکاری منجی هستند ویژگی های آن ها یک مار با پرهای رنگارنگ که  هر چند گاهی به شکل یک انسان نشان داده شده‌ است و یا شاه شجاع با شمشیری قدرتمند که رهبر شوالیه‌ها است. نقش آن ها در بازگشت برای احیای عدالت و هویت قومی معنا میشود . از مهمترین شباهت میان همه منجی‌ها  این است که در زمان بحران و ظلم ظهور می‌کنند.

 

  • فلسفه وجودی منجی

باور وجود منجی در بسیاری از ادیان و فرهنگ‌ها وجود دارد و دلایل آن را می‌توان امری فطری و روانشناختی دانست. نوعی امید فطری به بهبود شرایط است؛ که انسان را از ناامیدی نجات می‌دهد. وبرای معنادار شدن زندگی انسان که احساس می‌کند بخشی از یک داستان بزرگ‌تر است که به سوی عدالت و رستگاری پیش می‌رود. در الگوی اخلاقی و اجتماعی و رفتار امروز انسان ها دانست .او نماد عدالت، خرد، و رحمت است؛ و باور به او، انسان را به سوی اصلاح فردی و اجتماعی سوق می‌دهد. و اعتماد به نفس فردی و اجتماعی را بالا می برد. در عرفان اسلامی منجی نماد انسان کامل است؛ کسی که به حقیقت مطلق وصل شده و واسطه فیض الهی است. در نمادشناسی منجی نماد نور در تاریکی، صدای عدالت در سکوت، و بیداری در خواب جمعی است. ودر نهایت پاسخی به رنج و ظلم، معنابخشی به تاریخ بشر، تجلی عدالت الهی معنا می شود.

  • اگر منجی نیاید چه می‌شود؟

این پرسش، هم فلسفی است و هم چالش‌برانگیز از دیدگاه الهیاتی، و در بسیاری از ادیان، ظهور منجی امری قطعی و  وعده الهی است. اما زمان و شرایط آن وابسته به آمادگی انسان‌هاست. اگر نیاید، شاید به این معناست که بشر هنوز آماده نیست. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی اگر منجی نیاید، انسان باید خودش منجی خویش باشد. یعنی مسئولیت ساختن جهان بهتر بر دوش خود ماست. در این دیدگاه، منجی یک استعاره است برای بیداری درونی و تحول جمعی. از دیدگاه شک‌گرایانه آیا منجی صرفاً یک افسانه برای تسکین دردهاست؟ در این نگاه، باور به منجی ممکن است نوعی فرار از مسئولیت یا توجیه برای سکون باشد. اما شاید مهم‌تر از اینکه منجی واقعاً می آید یا نمی آید، این باشد که آیا ما به اندازه کافی برای عدالت، حقیقت، و رهایی از نفس سرکش و خودخواه تلاش می‌کنیم؟ آیا منجی بودن را در خود و در دیگران می‌جوییم؟ آیا می‌توانیم خودمان آغازگر آن تحول در مشکلات خانوادگی،اجتماعی و جهانی باشیم ؟

 

عدالت و تمدن-نوشین روستازاده

  • عدالت و تمدن

با وجود آگاهی های گسترده و عمیق اجتماعی، سیاسی، معنوی، روانشناختی، فیزیولوژیکی، قوانین جهان هستی، هنوز ظلم و فساد در جهان باقی‌ است . که نشان میدهد نقش آگاهی عمومی و آموزش، تنها کافی نیست. بسیاری از مردم می‌دانند چه چیزی نادرست است، اما یا توان مقابله ندارند یا درگیر منافع شخصی‌هستند؟

ساختارهای قدرت اغلب در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. تضاد منافع و ضعف اخلاقی در جوامع باعث می‌شود که آگاهی به عمل تبدیل نشود. قطعاً هر گام کوچک در جهت عدالت، هر صدای بلند علیه ظلم، و هر ذهن آگاه که به عمل تبدیل شود، بخشی از تغییر است. پس منجی قدرتی عادل برای تغییرات بنیادی است. همان‌طور که در سیره علوی آمده، نه‌تنها عدالت ممکن است، بلکه می‌تواند موتور محرک تمدن باشد.

مانند تمدن ایران باستان(هخامنشیان)، کوروش کبیر به عنوان یکی از نخستین پادشاهانی شناخته می‌شود که عدالت را با قوانین “داتا” در سطح حکومتی نهادینه کرد و منشور کوروش، که به آزادی اقوام و احترام به باورها اشاره دارد، نمونه‌ای از عدالت انسانی در سطح بین‌المللی است.

در تمدن یونان باستان با فلسفه افلاطون ،عدالت به معنای هماهنگی میان اجزای روح و جامعه بود: عقل، شهوت، و خشم باید در تعادل باشند.

در تمدن چین باستان “لی” و “یی” دو مفهوم مهم هستند “لی” به مجموعه ای از آداب و رسوم، قوانین اجتماعی، و رفتارهای مودبانه اشاره دارد که در طول تاریخ چین توسعه یافته است و از اهمیت ویژه ایی برخوردار است. “یی” به معنای عدالت، انصاف، مناسبت، و اخلاق است. به معنای انجام کارهای درست و عادلانه در موقعیت های مختلف است.

در تمدن هند باستان “دارما “به عنوان مجموعه‌ای از قوانین و اصول اخلاقی است که بر جامعه حاکم است که جهان را در نظم و هماهنگی نگه می‌دارد. یک مفهوم محوری و چندوجهی است که به معنای نظم، وظیفه و مسولیت فرد، عدالت، و رفتار درست در زندگی فردی و اجتماعی سوق میدهد و به عنوان یک راهنما برای زندگی معنوی و رستگاری نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

در تمدن های چین و تمدن اسلامی عدالت و تعادل عناصر اصلی هستند. منجی در این معنا، نه فقط یک شخصیت تاریخی یا مذهبی، بلکه ضرورتی فلسفی و تمدنی است. در زمانه‌ای که تکنولوژی پیشرفته‌تر از هر عصر دیگری است، انسان‌ها هنوز درگیر جنگ، تبعیض، و بحران‌های معنوی‌اند.

منجی نه یک افسانه، بلکه پاسخی به نیاز عمیق بشر برای بازسازی روح و جامعه است. او می‌تواند پلی باشد میان گذشته‌های پرشکوه عدالت‌محور و آینده‌ای که هنوز در انتظار تحقق آن هستیم. منجی، در این معنا، ضرورت تاریخی و معنوی عصر ماست .نه فقط برای نجات، بلکه برای بازتعریف انسانیت.

کتاب اشعیا-نوشین روستازاده

کتاب اشعیا

کتاب اشعیا، کتابی در بخش نبیان عهد عتیق (کتاب مقدس یهودیان) است که به اشعیا نبی نسبت داده می‌شود. اشعیا بن امصیا از نسل حضرت یعقوب و در قرن هشتم پیش از میلاد در بیت‌المقدس (اورشلیم) زندگی میکرد که مدت نبوت او حدود 40سال بود . این کتاب شامل پیشگویی‌ها و پیام‌هایی از اشعیا است که در مورد یهودا، اورشلیم و قوم اسرائیل و منجی در آخرالزمان و داوری نهایی بیان شده است. اشعیا از زبانی بسیار شاعرانه، استعاری و فلسفی استفاده می‌کرد. پیام‌های او پر از نماد، تصویرسازی و عمق معنوی هستند. او بدون ترس، فساد پادشاهان و بزرگان قوم را نقد می‌کرد. حتی در برابر پادشاهان نافرمان ایستادگی می‌کرد. اشعیا با قلبی پر از درد برای قومش سخن می‌گفت. او از رنج مردم، سقوط اخلاقی، و دوری از خداوند عمیقاً ناراحت بود. اشعیا بارها در مکاشفه‌های الهی شرکت داشت. در فصل ۶، او خداوند را در معبد دید و مأموریت نبوت را پذیرفت. او نه فقط درباره‌ی زمان خودش، بلکه درباره‌ی آینده‌ی دور، آمدن مسیح، و سلطنت الهی سخن گفت. کتاب اشعیا ، شامل ۶۶ فصل می‌باشد. این کتاب را می‌توان به سه بخش اصلی تقسیم کرد که هر بخش پیام خاصی دارد.

  • بخش اول: فصل‌های ۱ تا ۳۹ — هشدار و داوری(پروتو-اشعیا)

این بخش شامل پیشگویی‌هایی در مورد تمرکز بر گناه قوم یهودا و اسرائیل، و هشدارهای خداوند از طریق اشعیا، به عواقب نافرمانی و نیاز به توبه اشاره می‌کند. یشگویی‌هایی درباره حمله آشور و بابل و پیام‌هایی درباره عدالت الهی و داوری بر ملت‌ها دارد.  همچنین در این بخش به ظهور مسیح و پادشاهی آینده خدا نیز اشاره‌هایی وجود دارد. بابل نماد فساد، ظلم و دشمنی با خداست. در فصل‌های ۱۳ و ۱۴، نابودی بابل پیشگویی شده است. بابل، زیبایی پادشاهی‌ها چون سدوم و عموره، به دست خداوند نابود خواهد شد. اشاره تاریخی به آشور نیز در فصل‌های ۱۰ و ۳۰ قرار گرفته و به عنوان ابزاری برای مجازات اسرائیل معرفی می‌شود. حمله آشور و قدرت‌نمایی نظامی‌ اش به سرزمین‌ها ی اسرائیل که در نهایت خود آشور نیز به سبب غرور و ظلم نابود خواهد شد بیان شده است. آشور «چوب خشم» خداست، اما چون خود را بالاتر از خدا می‌بیند، نابود خواهد شد.

  • بخش دوم: فصل‌های ۴۰ تا ۵۵ — تسلی و امید(دوترو-اشعیا)

این بخش معمولاً به عنوان «اشعیای دوم» شناخته می‌شود. در این بخش، اشعیا به قوم اسرائیل در تبعید در بابل دلداری می‌دهد. و از رهایی و بازگشت آنها به سرزمین خود سخن می‌گوید. این بخش همچنین بر نقش خدا به عنوان نجات‌دهنده و خالق تأکید دارد. معرفی «خادم خداوند»، که رنج می‌برد برای گناهان مردم (اوج آن در فصل ۵۳ است) و فصل ۵۳ به‌طور خاص تصویری عمیق از رنج و قربانی شدن مسیح موعود ارائه می‌دهد. بسیاری از مسیحیان این فصل را قلب نبوت‌های عهد عتیق درباره‌ی عیسی مسیح می‌دانند.

در فصل‌های ۴۴ و ۴۵ کتاب اشعیا به عنوان «مسیح خداوند» یا «برگزیده خدا» معرفی می‌شود. این عنوان در سنت یهودی و مسیحی بسیار مهم است. خداوند می‌گوید: «من کوروش را برگزیدم تا راه‌های من را اجرا کند.» کوروش به عنوان پادشاهی که یهودیان را از اسارت بابل آزاد کرد، مورد ستایش قرار گرفته است.

  • بخش سوم: فصل‌های ۵۶ تا ۶۶ — آینده و جلال(تریتو-اشعیا)

این بخش به دوره‌ای پس از تبعید و به مسائلی مانند بازسازی اورشلیم، معبد و عبادت خدا می‌پردازد. این بخش همچنین بر اهمیت دعوت به عدالت و پرهیزگاری و تأکید بر پرستش حقیقی و بازسازی روحانی اقوام دارد. به پیشگویی‌هایی درباره جلال نهایی خداوند و داوری نهایی هم می پردازد. فصل ۶۰: شکوه اورشلیم ، پیش‌گویی بازسازی اورشلیم به عنوان مرکز نور و عدالت است که ملت‌ها به سوی نور خداوند جذب می‌شوند. فصل ۶۱: مأموریت منجی، این آیه در مسیحیت به عیسی مسیح نسبت داده می‌شود و نماد مأموریت منجی برای نجات و شفابخشی است. فصل ۶۵ و ۶۶: خداوند وعده می‌دهد که «آسمان جدید و زمین جدید» خواهد آفرید. پایان درد، گریه، و مرگ است. آغاز صلح و شادی جاودانه، داوری نهایی بر شرارت و پاداش نیکوکاران است.

آخرالزمان در اشعیا نه صرفاً پایان جهان، بلکه آغاز نظم الهی نوین است. عدالت، حقیقت، و حضور خداوند جایگزین ظلم و فساد می‌شود .این چشم‌انداز، امیدی است برای کسانی که در تاریکی زندگی می‌کنند و منتظر نور الهی‌اند.

کتاب و فلسفه اشعیا- نوشین روستازاده

فلسفه اشعیا: نجات، عدالت، و بازسازی معنوی

نام اشعیا به معنی «خدا نجات داده» است، و این مفهوم در سراسر کتاب او تکرار می‌شود او باور داشت که نجات نه از طریق قدرت سیاسی یا نظامی، بلکه از طریق بازگشت به ایمان و اطاعت از خداوند حاصل می‌شود. اشعیا فساد، ظلم، و بی‌عدالتی را محکوم می‌کرد و خواستار اصلاحات اخلاقی و اجتماعی بود او تأکید داشت که عبادت بدون عدالت بی‌ارزش است: «دست‌های خود را از خون بشویید، نیکویی را بجویید، عدالت را طلب کنید.

اشعیا یکی از نخستین پیامبرانی بود که ظهور مسیحا را پیش‌بینی کرد: «از تنه یسی شاخه‌ای بیرون خواهد آمد… و روح خداوند بر او خواهد بود». او مسیحا را شخصی معرفی می‌کند که با روح حکمت، فهم، قدرت و ترس از خداوند آراسته است. اشعیا چشم‌اندازی جهانی داشت: «و قوم‌ها شمشیرهای خود را به گاوآهن تبدیل خواهند کرد» نمادی از پایان جنگ و آغاز صلح است.او باور داشت که نجات نه فقط برای قوم یهود، بلکه برای همه ملت‌هاست.

نقاشی اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)میکل آنژ-سقف سیستین- نوشین روستازاده

نقاشی اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)

نقاشی اشعیا در سقف کلیسای سیستین واتیکان، بخشی از شاهکار فرسکوی هنرمند بزرگ میکل آنژ است و ابعادی معادل 390 در 380 سانتی‌متر دارد این نقاشی دیواری خاص، از سمت محراب اصلی، در چهارمین نقاشی از سمت راست کشیده شده است. این نقاشی دیواری بین سال‌های 1508 تا 1512 میلادی کشیده شده است. اشعیا یکی از هفت پیامبری ا‌ست که در قاب‌های مثلثی اطراف سقف سیستین در صحنه‌های مرکزی کتاب پیدایش نقش بسته‌ است. اشعیا در کنار دیگر پیامبران عهد عتیق، تصویری نمادین از پیشگویی‌هایی ارائه می‌دهد. هم‌نشینی نمادها و فیگورها، بستری برای درک ارتباط میان داستان‌های کهن و علم سیاره‌ها و ستاره‌شناسی نوین و تکاملی فراهم می‌کند؛ گویی تابلویی است که رازهای تحول فردی و بازگشت به سرچشمه الهی را با زبان تصویر بیان می‌کند.

 

نقاشی اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)میکل آنژ-سقف سیستین- نوشین روستازاده

  • اشعیا پیامبر خردمند و شجاع

دردل شاهکارهای هنری رنسانس، تصویری از پیامبری جوان و اندیشمند بر فراز سقف کلیسای مشهور واتیکان نقش بسته است؛ تصویری که با تکنیک‌های استادانه و بازی نفس‌گیر نور و سایه، نه‌تنها جلوه‌ای بصری، بلکه لایه‌هایی عمیق از معنویت و سفر روحانی انسان را پیش چشم می‌گذارد. دقت در جزئیات و انتخاب رنگ‌ها در این اثر، مفاهیمی چون قدرت، لطافت، و جست‌وجوی حقیقت را به مخاطب القا می‌کند.

میکل آنژ تماشاگر را به تأملی ژرف درباره پیوند میان تجربه بشری، پیشگویی‌های الهی، و روند تکامل درونی دعوت می‌کند. حالت و حرکات اشعیا در این اثر بسیار گویا است. او به گونه‌ای طراحی شده که گویی در حال نیایش و ارتباط با آسمان‌هاست. چهره متفکر و حرکات دست‌های او، که به سوی سیارات کشیده شده‌اند، بیننده را به تفکری عمیق فرا می‌خوانند. این تصویر می‌تواند تحولی در درک انسان از وجود خود را نمایان سازد. در واقع، میکل‌آنژ با طراحی اشعیا، یادآور می‌شود که تفکر و جست‌وجو برای فهم هستی، از ملزومات بنیادین انسانی است. فیگور اشعیا تأثیری عمیق بر بیننده دارد. نگاه به چهره و حرکات او، احساسی از گفت‌وگوی درونی و ارتباط عاطفی با خداوند را برمی‌انگیزد.

این ارتباط، حس جست‌وجوی حقیقت و امید را در جان مخاطب زنده می‌کند. چهره‌ای جوان با چین و چروک‌های عمیق در پیشانی، خطوط دور چشم، و پلک‌های افتاده، در حال مکاشفه‌ای بی‌نظیر و جذاب است. حرکات دینامیک چهره و دستان او، عمق تفکر و جست‌وجوی معنا را نمایان می‌سازد. همانند لب‌های نیمه‌باز که در سکوتی پر از گفتنی‌ها، با خود سخن می‌گوید. احساساتی که در چهره‌اش نقش بسته‌اند، چالش‌های انسانی و تردیدهایی را بازتاب می‌دهند که انسان در مواجهه با مسائل معنوی با آن‌ها روبه‌رو میشود.

چهره‌ای که ترکیبی از تفکر، تردید و مهربانی است، نمادی از چالش‌های روحانی بشر است. موهای جوگندمی و مجعد، نشانه‌ای از تجربه و خردمندی‌هستند . لباس‌های رنگی او، شخصیتی مذهبی با ابعاد انسانی را به تصویر می‌کشند. با توجه به حالات انسانی‌اش، بیننده می‌تواند خود را در جایگاه اشعیا تصور کند و به بررسی معنای عمیق‌تری از زندگی بپردازد.

دست در میان کتاب و طوماری که در زیر بغل او قرار گرفته، تعلق و مالکیت او به پیشگویی‌هایش را نشان می‌دهد. کتاب آبی‌رنگ، تنها نمایانگر کتاب مقدس نیست، بلکه نماد ارتباط عمیق او با الهام الهی است. رنگ آبی، نماد آسمان و معنویت، پیوندی ژرف میان بیننده و شخصیت تصویر برقرار می‌سازد. نور نرم و ملایمی که از اطراف او می‌تابد، به شخصیتش حالتی الهام‌بخش و روشنایی می‌دهد.

اما نگاه رو به پایین و چهره‌ای نگران، حامل اطلاعاتی مهم و ناراحت‌کننده برای بشریت است. پاهای اشعیا، برخلاف دیگر پیامبران، هر دو آشکارند و بیانی از شجاعت، صداقت، و نقدهای صریح او دارند. انگشتان پا بر زمین و پاشنه‌ها در هوا، ارتباط او با آسمان و دریافت‌هایش برای زمینیان را نشان می‌دهند. او حامل پیامی از عالم متعالی است که باید به انسان‌ها منتقل شود.

حرکت دست و انگشت او، یادآور نقاشی آفرینش آدم و دمیدن روح خداوند در وجود انسان است؛ استعاره‌ای از مهم‌ترین پیشگویی اشعیا: ظهور منجی و نجات‌دهنده‌ای که روح خداوند درون اوست، و از طریق بازگشت به ایمان نه از قدرت سیاسی یا نظامی، عدالت را بر زمین برقرار خواهد کرد.

میکل‌آنژ با بهره‌گیری از استعاره ها در نقاشی، شخصیت و کلام فلسفی و نمادین اشعیا را روایت می‌کند. چرخش اندام‌ها،از سر و گردن تا شانه‌ها و پاها که هر کدام در زاویه‌ای متفاوت کشیده شده‌اند، گویای سخن گفتن اشعیا از زمان‌های مختلف حال و آینده، در یک لحظه است. این چرخش، تجسمی از احساسات انسانی و پیام‌های الهی برای تغییر سرنوشت بشر است.

رنگ‌های گرم و روشن در پس‌زمینه، به احساسات شخصیت افزوده و او را به عنوان پیشگویی فعال و پرشور معرفی می‌کنند. نور، به شکلی هنرمندانه، عمق و ابعاد شخصیت اشعیا را نمایان می‌سازد؛ نه‌تنها تضاد بصری ایجاد می‌کند، بلکه حسی از دریافت وحی و الهام الهی را منتقل می‌کند. سایه‌ها و روشنایی‌ها، او را به مرکز توجه تبدیل می‌کنند.

ترکیب رنگ‌های قرمز، سفید و طلایی در لباس اشعیا، همراه با فرم پارچه بر اندام او، احساسات پرشور انسانی را که به نبوت رسیده و روحانی و پاک است، منتقل می‌کند. شنل آبی ملایم و سبز خاکستری که از شانه‌هایش رها شده، بیننده را به دنیایی آزاد از ظلم و فساد، سرشار از معنویت و آرامش، بشارت می‌دهد. حضور دو کودک پشت سر اشعیا، ارتباط او با فرشتگان الهی و انتقال پیام‌های آسمانی را به زیبایی نشان می‌دهد.

نقاشی اشعیا (پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود)آسترولوژی تکاملی- نوشین روستازاده

اشعیا در آسترلوژی تکاملی: نماد پیام‌آور تحول

ارتباط بین هنر و نجوم همواره به عنوان یک موضوع جذاب و عمیق در تاریخ بشر مطرح بوده است. هنر به عنوان ابزاری برای بیان احساسات و تفکرات انسان، تحت تأثیر فلسفه‌ها و آموزه‌های مختلف شکل گرفته است. و نجوم به عنوان علمی که به مطالعه آسمان و اجرام آسمانی می‌پردازد، به درک عمیق‌تری از انسان و جایگاه او در جهان کمک می‌کند.

نجوم در بسیاری از مکاتب فلسفی و روحانی به عنوان ابزاری برای شناخت خود و جهان به کار گرفته شده است. میکل آنژ، اشعیا را نه فقط به عنوان پیامبری پیشگو، بلکه نمادی از تقلای انسانی آگاه که در حال رنج و غمی بزرگ است و برای دستیابی به معنای عمیق‌تر زندگی بشر با شجاعت و دلسوزی به نقد های اجتماعی میپردازد به تصویر کشانده است.

در آسترولوژی تکاملی، شخصیت‌هایی مانند اشعیا را می‌توان از منظر نمادین و روحانی بررسی کرد، حتی اگر مستقیماً در چارت‌های تولد یا متون آسترولوژیک کلاسیک حضور نداشته باشند. این نوع آسترولوژی بر رشد روح، مسیر کارما، و بیداری آگاهی تمرکز دارد، و پیامبران مانند اشعیا می‌توانند نمادهایی از مراحل خاص تکامل روح باشند.

روایت نقاشی اشعیا ( پیشگویی ظهور نجات دهنده از نسل داوود) با حضور سیاراتی چون مرکوری، پلوتو، اورانوس، نپتون بیان میشود. و ارتباط آن ها با خورشید وماه، ماندگاری و ارزشمندی آن را تثبیت میکند. و می توان ارتباط با  خانه نهم (حوزه فلسفه، ایمان، و پیشگویی) در چارت تولد دانست.

عطارد یا مرکوری ():

عطارد با کهن الگوی هوا متغییر، در آسترولوژی تکاملی نمایانگر زبان روح و توانایی رمزگشایی پیام‌های الهی است. اشعیا با دریافت و انتقال وحی، تجسمی از عطارد آگاهانه است. ذهنی که نه‌تنها می‌فهمد، بلکه معنا را به جهان منتقل می‌کند. ماهیتی که به همه چیز داده میشود و به اشعیا کمک میکند که با تمایز و انتخاب های درست روبرو شود. نحوه گفتار صریح و شفاف در اشعیا از انرژی این سیاره حاصل شده است . خردمند بودن از ذهنی جستجوگر حاصل میشود که با انرژی های یانگ مرکوری توسعه پیدا میکند.

پلوتو  ():

پلوتو با کهن الگوی آب ثابت، در آسترولوژی تکاملی نماد تحول عمیق، مرگ و تولد دوباره است. دارای حرکتی درونی است.‌ این یک انرژی رونده و حلال و خلاق است. ‌نمادی است از بازگشت به حالت اولیه. همچنین نماد تصفیه است از تمام تجربیاتی که در خود دارد. مرگ و نابودی برای تولدی تازه رخ میدهد. پیشگویی ها و پیام اشعیا درباره  نابودی ها، جنگ، بازگشت به ایمان و ظهور عدالت، با انرژی پلوتویی هم ‌راستا است. دعوت به رهایی از ساختارهای پوسیده، آغاز نوین و انرژی آگاهی است. ما باید با ذات و حقیقت خود صداقت داشته باشیم تا بتوانیم روند تحول پلوتو را به فرایندی برای اصیل شدن تبدیل کنیم.

نپتون  ():

نپتون با کهن الگوی آب متغییر ، در آسترولوژی تکاملی نماد الهام، معنویت، و رؤیاهای جمعی است. اشعیا با ارتباطش با عالم متعالی و پیشگویی ظهور منجی، می‌تواند تجسمی از انرژی نپتونی باشد که به جای واقعیت‌های ملموس، با حقیقت‌های روحانی سروکار دارد. این جا آگاهی در آفرینش کل و پیوستن به عشق و خلقت کل معنا میشود. درد و رنج از طریق اتصال به منبع  مانند خلق هنر و قدرت های خلاقانه معنا پیدا میکند و اشعیا از طریق زبان شعر و فلسفی درد و رنجی که داشت را در روح خود پاکسازی میکند .

اورانوس (  ):

از دیدگاه  آسترولوژی تکاملی ، اشعیا برای خرد جمعی و آزادی در حال پیشگویی و اتصال به جهان بالا و کمک به بشریت است. اورانوس با کهن الگوی هوا ثابت، “نفس الهی” معنا گردیده است.‌ انچه که زندگی می بخشد به همراه عشق و رهایی از گذشته و نمایانگر بالاترین بیان آگاهی انسان است از گشودن قلب و اتصال و نامتناهی برای دریافت کمک های الهی و هدایت فکر و اندیشه های خلاق از طریق دانش جهانی و مقدس برای کشف ناشناخته ها و خدمت به بشریت است. اورانوس، نیرویی است که آن وحی را به لرزه در می‌آورد.

 

نتیجه گیری

در دل تاریخ، اسطوره، دین، و آسمان، یک تصویر مشترک تکرار می‌شود: انسان در جست‌وجوی نجات، عدالت، و معنا. موعودگرایی، این آرمان دیرینه را در قالب منجی‌هایی از فرهنگ‌ها و ادیان مختلف به تصویر می‌کشد و همه‌ی این چهره‌ها، در زمانه‌ی بحران و ظلم، نویدبخش نوری تازه‌اند؛ نه فقط برای نجات، بلکه برای بازتعریف انسانیت است. در این میان، اشعیا پیامبری است که این آرمان را با صدای بلند اعلام می‌کند. او نه‌تنها پیشگوی ظهور منجی، بلکه خود نماد خرد، شجاعت، و درد انسانی است. کتاب اشعیا، با زبان شاعرانه و فلسفی‌اش، انسان را به بازگشت به ایمان، اصلاح اخلاقی، و انتظار آسمان جدید دعوت می‌کند. نقاشی میکل‌آنژ از اشعیا، این پیام را با زبان تصویر به اوج می‌رساند: انسانی که با آسمان در گفت‌وگوست و با زمین در همدردی است. و در آسترولوژی تکاملی، اشعیا به نمادی از آگاهی کیهانی بدل می‌شود، روحی که با انرژی سیارات هم‌نواست تا پیام تحول را از عالم بالا به جهان انسانی منتقل کند. او تجسمی از خرد عطاردی، رهایی پلوتویی، الهام نپتونی، و آزادی اورانوسی است. این نگاه، منجی را نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه مرحله‌ای از رشد روح می‌داند که در هر انسان بالقوه وجود دارد. در نهایت، منجی، اشعیا، و آگاهی کیهانی، سه چهره از یک حقیقت‌اند: دعوت به بیداری، اصلاح، و بازسازی. این دعوت، نه فقط برای نجات از ظلم بیرونی، بلکه برای رهایی از تاریکی درون است. و اما آنچه مهم است، آمادگی ما برای تبدیل شدن به منجی خویش است برای ساختن جهانی که در آن عدالت، معنا، و نور، نه وعده‌ای دور، بلکه واقعیتی زیسته باشد.

نوشین روستازاده شیخ یوسفی(خردجوی آسترلوژی تکاملی)

 

“پیامبر هشدار و امید”

 

نوشین روستازادهمشاهده نوشته ها

Avatar photo

نوشین روستازاده شیخ یوسفی هستم آموزش دیده در رشته های نقاشی، نقشه کشی فرش، گرافیک، روانشناسی و تحلیل متقابل، مدیریت بحران،آسترولوژی جیوتیش، نماد شناسی در حال حاضر خردجوی آسترولوژی تکاملی هستم. شغل: گرافیست ،نقاش، سرامیست ،آرت دایرکتور، مدیر روابط عمومی و مشاور در امور چاپی _ عضو انجمن سفالگران و هنرهای تجسمی - جستجوگری و تعادل بزرگترین ابزارهای راه زندگی من هستند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *